تفاوت لومن، کاندلا، لوکس و لومینانس در نورپردازی + نسبت فاصله تا ارتفاع نصب چراغ (SHR)

تفاوت لومن، کاندلا، لوکس و لومینانس در نورپردازی + نسبت فاصله تا ارتفاع نصب چراغ (SHR)

چرا درک اشتباه مفاهیم فوتومتریک و چیدمان، به شکست پروژه‌ها می‌انجامد؟

عدم تمایز میان نوری که به سطح می‌رسد و نوری که از سطح به چشم ناظر بازمی‌تابد، نخستین شکاف میان طراحی روی کاغذ و تجربه حضور در فضاست.

۱. مقدمه: چرا درک اشتباه مفاهیم فوتومتریک و چیدمان، به شکست پروژه‌ها می‌انجامد؟

در مهندسی روشنایی معماری، خطای مکرری میان «کمیت نور تابیده‌شده» و «کیفیت ادراک فضا» رخ می‌دهد. بسیاری از پروژه‌ها با وجود تأمین مقادیر اسمی در محاسبات نرم‌افزاری، پس از اجرا با نارضایتی بصری، پدیده خیرگی ناتوان‌کننده یا افت یکنواختی مواجه می‌شوند. ریشه این نقص در یکسان‌انگاری مفاهیم پایه فوتومتری و عدم تسلط بر هندسه توزیع پرتوها در فضا نهفته است.

۱.۱. مرز باریک میان «روشنایی محاسباتی» و «ادراک بصری کاربر»

محاسبات الکتریکی و تأسیساتی غالباً بر توان الکتریکی مصرفی () یا حداکثر شار اسمی چیپ (lm) متمرکز هستند؛ در حالی که سیستم بینایی انسان شدت انرژی الکترومغناطیسی خام را ارزیابی نمی‌کند. چشم انسان ناظری تطبیق‌پذیر است که تنها «درخشندگی ساطع‌شده یا بازتاب‌یافته در یک زاویه دید مشخص» را پردازش می‌کند. عدم تمایز میان نوری که به سطح می‌رسد و نوری که از سطح به چشم ناظر بازمی‌تابد، نخستین شکاف میان طراحی روی کاغذ و تجربه حضور در فضاست.

۱.۲. هزینه‌های مالی و فنی عدم تطابق محاسبات دیالوکس با اجرای واقعی

نادیده گرفتن رفتار منحنی قطبی توزیع نور (LDC) و تکیه صِرف بر محاسبات ساده لوکس متوسط، منجر به دو عارضه متضاد می‌شود:

  • بیش‌طراحی (Over-design): تراکم غیرضروری منابع نوری، افزایش توان مصرفی پیوسته، تحمیل بار برودتی به سیستم تهویه مطبوع (HVAC) و افزایش چشمگیر سرمایه‌گذاری اولیه (CAPEX) و هزینه‌های جاری (OPEX).
  • کم‌طراحی (Under-design): فواصل نادرست، ایجاد تیرگی‌های موضعی میان چراغ‌ها و نقض صریح حدود استانداردهایی همچون EN 12464-1EN\ 12464\text{-}1.

۱.۳. چارچوب مهندسی نورا در یکپارچه‌سازی اپتیک چراغ، چیدمان و معماری فضا

دستیابی به تعادل در روشنایی معماری نیازمند بررسی هم‌زمان سه رکن اساسی است: پارامترهای فوتومتریک اختصاصی هر منبع، هندسه قرارگیری نسبت به صفحات کار (SHR) و پاسخ انعکاسی پوشش‌های معماری. نورا در این راهنما، با تفکیک دقیق لایه‌های فوتومتریک و تلفیق آن با روابط ریاضی چیدمان، راهکاری جامع جهت تدوین مشخصات فنی و پیاده‌سازی بی‌نقص ارائه می‌دهد.

شار نوری (Luminous Flux) پتانسیل کل منبع نور چیست؟

شار نوری (Luminous Flux) پتانسیل کل منبع نور چیست؟

۲. شار نوری (Luminous Flux): پتانسیل کل منبع نور چیست؟

شار نوری بنیادین‌ترین کمیت در علم فوتومتری است و کل توان نوری ساطع‌شده از یک چشمه در واحد زمان در تمامی جهات فضا را مشخص می‌کند. این کمیت، معیاری از «کل انرژی تابشی مرئی تولیدشده» توسط منبع است، بدون آنکه جهت توزیع این پرتوها مشخص باشد.

۲.۱. تعریف فیزیکی لومن (lm) و پیوند آن با طیف حساسیت چشم (V(λ))

شار نوری با نماد فوتومتریک Φ و یکای لومن (lm) ارزیابی می‌شود. از دیدگاه فیزیکی، یک لومن برابر است با شار نوری خارج‌شده از چشمه‌ای نقطه‌ای با شدت نور یک کاندلا در داخل زاویه فضایی یک استرادیان (1 lm = 1 cd⋅sr).

ارتباط میان توان تابشی فیزیکی منبع بر حسب وات (Φe(λ)) و شار نوری ادراک‌پذیر، از طریق تابع حساسیت طیفی چشم ناظر استاندارد روزدید (Photopic Luminous Efficiency Function: V(λ)) فرمول‌بندی می‌شود:

Φ = Km ∫380780 ( dΦe(λ) / dλ ) · V(λ) dλ

که در آن:

  • Km: ضریب تبدیل فوتومتریک طیف روزدید، برابر با 683 lm/W در طول‌موج ۵۵۵ نانومتر (حداکثر حساسیت چشم انسان در نور روز).
  • dΦe(λ) / dλ: چگالی طیفی توان تابشی منبع نوری (W/nm).
  • V(λ): منحنی استاندارد کمیسیون بین‌المللی روشنایی (CIE) که حساسیت چشم انسان را در بازه طول‌موج‌های مرئی بین ۳۸۰ تا ۷۸۰ نانومتر مشخص می‌سازد.

2.2. بهره نوری (Luminous Efficacy – lm/W)؛ سنجه واقعی راندمان سیستم‌های LED

بهره نوری سیستم که با نماد η نمایش داده می‌شود، شاخصی دقیق از کارایی تبدیل توان الکتریکی به شار نوری است و مستقیماً تحت تأثیر کیفیت طراحی حرارتی، راندمان درایور و تکنولوژی فسفر ماژول LED قرار دارد:

η = Φ / Psystem

در پروژه‌های مهندسی، تفکیک میان «بهره نوری چیپ» (LED Chip Efficacy) و «بهره نوری سیستم چراغ» (Luminaire System Efficacy) الزامی است. تلفات اپتیکی ناشی از رفلکتور یا دیفیوزر (که معمولاً بین 15 تا 35 درصد است) و تلفات الکتریکی درایور، راندمان نهایی سیستم را نسبت به چیپ خام کاهش می‌دهند.

2.3. چرا تکیه صرف بر «شار نوری» در طراحی روشنایی گمراه‌کننده است؟

دو چراغ با شار نوری یکسان (مثلاً 3000 لومن) می‌توانند خروجی نوری کاملاً متفاوتی در سطح کار ایجاد کنند. تصور کنید چراغ اول مجهز به اپتیک متمرکز 10 درجه (Narrow Spot) و چراغ دوم مجهز به دیفیوزر شیری با زاویه تابش 110 درجه (Wide Flood) باشد:

  • چراغ اول: در فاصله 3 متری، شدت روشنایی نقطه‌ای بسیار بالایی ایجاد می‌کند که منجر به خیرگی (Glare) می‌شود.
  • چراغ دوم: همان مقدار انرژی را در محیط پخش کرده و شدت روشنایی به مراتب پایین‌تر و یکنواخت‌تری ایجاد می‌کند.

بنابراین، انتخاب تجهیزات با اتکا به لومن صرف، ناممکن است؛ چرا که شار نوری (Flux) بدون در نظر گرفتن شدت نور (Intensity) و زاویه پخش (Beam Angle)، هیچ تصویری از وضعیت توزیع نور در فضا ارائه نمی‌دهد.

شدت نور (Luminous Intensity) هدایت پرتوها در فضا و زاویه استرادیان

در نورپردازی معماری، ناحیه بین زاویه تابش و زاویه میدان به عنوان ناحیه گرادیان نوری یا «Spill Light» شناخته می‌شود.

۳. شدت نور (Luminous Intensity): هدایت پرتوها در فضا و زاویه استرادیان

هنگامی که نیاز به تعریف میزان غلظت یا چگالی نور در یک راستای مشخص برداری باشد، از کمیت «شدت نور» استفاده می‌شود. این پارامتر، خروجی مستقیم اپتیک، رفلکتور و ساختار هدایت‌کننده فیزیکی چراغ است.

3.1. تعریف ریاضی کاندلا (cd) بر پایه زاویه فضایی (Solid Angle)

شدت نور با نماد I و بر حسب کاندلا (cd)، برابر با مشتق شار نوری نسبت به زاویه فضایی دیفرانسیلی dΩ تعریف می‌شود:

I(θ, ψ) = dΦ / dΩ

زاویه فضایی (Ω) بر حسب استرادیان (sr) سنجیده می‌شود که حاصل تقسیم مساحت سطح کروی (A) بر مجذور شعاع کره (r2) است:

Ω = A / r2

یک کره کامل معادل 4π استرادیان است. از این رو، یک کاندلا به معنای گسیل شار نوری معادل 1 لومن به داخل یک زاویه فضایی یک استرادیان در جهتی تعیین‌شده است.

3.2. نقش اپتیک، لنزها و رفلکتورها در تبدیل لومن به کاندلا

اپتیک توان نوری منبع را تغییر نمی‌دهد، بلکه جهت پرتوها را بازتوزیع می‌کند. با فرض ثبات شار نوری کل، کاهش زاویه فضایی تابش، موجب افزایش برداری کاندلا می‌شود. لنزهای با بازدهی بالا (TIR Optics) پرتوهای سرگردان را جمع‌آوری کرده و شدت مرکزی چراغ (CBCP) را به مقادیر بالاتری می‌رسانند.

3.3. تحلیل زاویه تابش (Beam Angle) و زاویه میدان (Field Angle)

در اسناد فنی بین‌المللی، دو اصطلاح اساسی برای تحلیل شدت نور وجود دارد:

  • زاویه تابش (Beam Angle / FWHM): زاویه‌ای بین دو پرتو در صفحه فرضی توزیع نور که در آن شدت نور دقیقاً به 50 درصد حداکثر شدت نور مرکزی (Imax) کاهش می‌یابد.
  • زاویه میدان (Field Angle): زاویه‌ای که در آن شدت نور به 10 درصد حداکثر مقدار (Imax) تنزل می‌کند.

در نورپردازی معماری، ناحیه بین زاویه تابش و زاویه میدان به عنوان ناحیه گرادیان نوری یا «Spill Light» شناخته می‌شود. کنترل دقیق این محدوده، مرز بین یک نورپردازی تارگت‌شده و دقیق با آلودگی نوری ناخواسته در مجاورت سطوح معماری است.

شدت روشنایی (Illuminance) نوری که بر سطح می‌نشیند

4. شدت روشنایی (Illuminance): نوری که بر سطح می‌نشیند

شدت روشنایی، چگالی شار نوری فرودآمده بر واحد مساحت یک سطح فرضی یا واقعی است. این کمیت بدون در نظر گرفتن رنگ، جنس یا زاویه قرارگیری ناظر، صرفاً میزان نور تابیده‌شده به مرز فیزیکی را ارزیابی می‌کند.

4.1. تعریف لوکس (lx = lm/m2) و قانون معکوس مجذور فاصله

شدت روشنایی با نماد E و بر حسب لوکس (lx) تعریف می‌شود:

E = dΦinc / dA

چنانچه صفحه دریافت‌کننده نور عمود بر پرتو نباشد و زاویه‌ای معادل θ با خط عمود بر سطح (نرمال) بسازد، قانون کسینوس لامبرت اعمال می‌گردد:

E = (Iθ · cos3(θ)) / h2

محاسبه لوکس روشنایی بر اساس استاندارد EN 12464-1 | راهنمای جامع برای معماران و مهندسان

4.2. الزام استاندارد EN 12464-1 در تعیین لوکس هدف

استاندارد مرجع اروپایی EN 12464-1 طراحی را ملزم به تأمین حداقل مقدار شدت روشنایی نگهداری‌شده روی صفحه کار (Ēm) می‌نماید:

  • محیط‌های عمومی و راهروها: 100 الی 150 لوکس
  • فضاهای اداری و کار با رایانه: 500 لوکس
  • دفاتر فنی و نقشه‌کشی: 750 لوکس
  • صنایع حساس و مونتاژ: 1000 الی 1500 لوکس

4.3. چرا یک اتاق با لوکس استاندارد ممکن است همچنان تاریک به‌نظر برسد؟

اگر در یک اتاق، 500 لوکس روی میز کار تأمین شود اما دیوارها و سقف به دلیل توزیع نامناسب نور تاریک بمانند، پدیده روان‌شناختی «اثر غار» (Cave Effect) رخ می‌دهد و فضا در نظر انسان بسته و ناخوشایند جلوه می‌کند.

لومینانس یا درخشندگی (Luminance) تنها کمیتی که چشم انسان می‌بیند

عدم تعادل لومینانس در میدان دید انسان موجب پدیده «خیرگی» می‌شود.

5. لومینانس یا درخشندگی (Luminance): تنها کمیتی که چشم انسان می‌بیند

لومینانس یا درخشندگی، تنها پارامتر فوتومتریک است که تطابق ساختاری کاملی با نحوه حس بینایی چشم و سیستم عصبی ناظر دارد. انسان نه لومن را مستقیماً احساس می‌کند و نه لوکس را می‌سنجد؛ آنچه ثبت می‌شود درخشندگی گسیل‌شده یا بازتاب‌یافته از هر جهت فضایی به سمت شبکیه است.

5.1. تعریف کاندلا بر مترمربع (cd/m²) یا نیت و وابستگی آن به ضریب انعکاس سطوح (ρ)

لومینانس با نماد فوتومتریک L، به عنوان شدت نور در واحد سطح بازتابنده یا ساطع‌کننده، از منظر دید ناظر ارزیابی می‌شود:

L = d²Φ / (dA · cos(α) · dΩ) = dI / (dA · cos(α))

واحد لومینانس کاندلا بر مترمربع (cd/m²) است که در صنایع نمایشگری و معماری معادل «نیت» (Nit) خوانده می‌شود. زاویه α، انحراف راستای دید ناظر نسبت به بردار عمود بر سطح منبع یا بازتاب‌کننده است.

در سطوح ایده‌آل مات (پخش‌کننده کامل دیفیوز یا لمبرتی)، رابطه درخشندگی با شدت روشنایی (E) و ضریب انعکاس (ρ) به صورت زیر است:

L = (ρ · E) / π
  • L: لومینانس سطح بر حسب cd/m²
  • ρ: ضریب بازتابش ماده (عددی بدون بعد بین 0 و 1)
  • E: شدت روشنایی نشسته بر سطح بر حسب لوکس

اصول منابع روشنایی | آموزش کامل + دانلود رایگان PDF

5.2. تمایز بنیادین: نوری که فرود می‌آید (ایلومینانس) در برابر نوری که بازتاب می‌شود (لومینانس)

اگر دو پانل با مشخصات مشابه، یکی با رنگ مشکی مخملی (ρ ≈ 0.04) و دیگری با رنگ سفید صیقلی (ρ ≈ 0.85)، در کنار هم قرار گیرند و تحت تابش یکسان 500 لوکس قرار داده شوند، هر دو دارای ایلومینانس کاملاً برابر (500 lx) هستند. اما لومینانس صفحه سفید تقریباً 21 برابر صفحه مشکی خواهد بود؛ بنابراین چشم انسان صفحه سفید را بسیار روشن و صفحه مشکی را در همان لحظه تاریک ادراک می‌کند.

5.3. نقش کنترل لومینانس در جلوگیری از پدیده خیرگی (Glare) و شاخص UGR

برای پیش‌بینی و کنترل درخشندگی‌های بیش‌ازحد منابع نور در زاویه دید مستقیم، ضریب خیرگی یکپارچه (UGR) طبق رابطه مرجع CIE محاسبه می‌شود:

UGR = 8 log [ (0.25 / Lb) ∑ (L2 · ω / p2) ]

مطابق استاندارد EN 12464-1، حداکثر UGR مجاز برای دفاتر اداری 19، برای فضاهای نقشه‌کشی و ترسیم دقیق 16، و برای صنایع سنگین 25 تا 28 تعیین شده است.

ماتریس مقایسه چهارگانه: فوتومتری در یک نگاه

6. ماتریس مقایسه چهارگانه: فوتومتری در یک نگاه

برای جمع‌بندی دقیق روابط فوتومتریک و درک درهم‌تنیدگی ریاضی آن‌ها، جدول زیر به عنوان مرجع تحلیل و ارزیابی فنی در پروژه‌های روشنایی ارائه می‌گردد:

6.1. جدول مقایسه‌ای: کمیت، نماد، واحد، فرمول، ابزار اندازه‌گیری و کاربرد

کمیت فوتومتریک نماد یکا مبنای فیزیکی / فرمول اصلی سنسور اندازه‌گیری کاربرد اصلی در طراحی مهندسی
شار نوری Φ lm Φ = Km ∫ (dΦe/dλ) V(λ) dλ کره اولبریشت انتخاب چیپ، راندمان کلی چراغ، مصرف انرژی
شدت نور I cd I = dΦ / dΩ گونیوفوتومتر طراحی رفلکتور، زوایای تابش، پرتاب نور
شدت روشنایی E lx E = I · cos³θ / h² لوکس‌متر طراحی صفحه کار، استاندارد EN 12464-1
لومینانس L cd/m² L = (ρ · E) / π لومینانس‌متر آسایش بصری، مدیریت کنتراست، پیش‌گیری از خیرگی

6.2. سناریوی کاربردی: شبیه‌سازی رفتار این 4 کمیت در یک سالن کنفرانس

فرض کنید قصد طراحی روشنایی میز کنفرانس با روکش چوب گردوی تیره مات (ρ = 0.15) و کف سنگ مرمر سفید صیقلی (ρ = 0.70) را دارید:

  • شار نوری (Φ): انتخاب ماژول چراغ خطی آویز نورا با شار خروجی اسمی 4000 lm.
  • شدت نور (I): بهره‌گیری از یک لوور مات با زاویه تابش 60 درجه، که حداکثر شدت نور مرکزی 3200 cd در زاویه نادیر (θ = 0°) تولید می‌کند.
  • شدت روشنایی (E): در فاصله عمودی 1.8 متری بالای میز، روشنایی یکنواخت 500 lx دقیقاً بر سطح میز تأمین می‌شود.
  • لومینانس (L): با اعمال شدت روشنایی 500 لوکس:
  • لومینانس سطح میز چوبی:
    L = (0.15 × 500) / π ≈ 23.8 cd/m²
  • لومینانس کاغذ سفید روی میز (ρ = 0.80):
    L = (0.80 × 500) / π ≈ 127.3 cd/m²

کنتراست حاصل بین کاغذ سفید و پس‌زمینه چوبی نسبت 5.3:1 ایجاد می‌کند که منطبق بر اصول ارگونومی بینایی جهت خوانش بدون خستگی است.

6.3. خطاهای رایج در پروپوزال‌های مهندسی برق و مشخصات فنی (Spec Sheets)

یکی از خطاهای متداول در مشخصات فنی پروژه‌ها، عبارت‌هایی چون «تأمین 500 لومن روشنایی روی سطح کار» است. لومن ویژگی منبع نور است و قابلیت نشستن بر سطح را ندارد؛ کمیت صحیح، 500 لوکس است.

خطای دیگر، تمرکز مطلق بر لومن بر وات چراغ بدون بررسی کاندلا و کرو فوتومتریک است. چراغی با راندمان بسیار بالای 160 lm/W اگر توزیع نور غیرکنترل‌شده داشته باشد، بخش اعظم شار نوری را به زوایای بالای 65 درجه تزریق کرده و موجب خطای شدید خیرگی و اتلاف انرژی روی جداره‌های غیرهدف خواهد شد.

نسبت فاصله چراغ تا ارتفاع نصب (SHR) هندسه چیدمان در روشنایی عمومی

برای دستیابی به یک صفحه با سطح روشنایی یکدست، مخروط‌های نوری ساطع‌شده از دو چراغ مجاور باید در سطح کار با یکدیگر «همپوشانی محاسباتی» ایجاد کنند.

7. نسبت فاصله چراغ تا ارتفاع نصب (SHR): هندسه چیدمان در روشنایی عمومی

تنظیم فواصل چراغ‌ها از یکدیگر در یک پلان شبکه‌ای، فرآیندی کاملاً هندسی و وابسته به منحنی توزیع زاویه‌ای است. نسبت فاصله به ارتفاع نصب، معیار اساسی مهندسی برای رسیدن به پوشش نوری یکنواخت است.

7.1. تعریف فرمولی و فیزیکی Spacing-to-Height Ratio (SHR = S / Hm)

نسبت فاصله چراغ‌ها به ارتفاع نصب، طبق استاندارد با فرمول زیر تعریف می‌شود:

SHR = S / Hm

که در آن:

  • S: فاصله مرکز تا مرکز میان دو چراغ مجاور (Center-to-Center Spacing) بر حسب متر.
  • Hm: ارتفاع نصب مفید چراغ بالاتر از سطح یا صفحه کار (Mounting Height above working plane) بر حسب متر.

7.2. ارتفاع مفید نصب (Hm) چیست و چگونه بر مبنای صفحه کار (Working Plane) تعیین می‌شود؟

اشتباه محاسباتی رایج در محاسبه SHR، قرار دادن ارتفاع ناخالص کف تا سقف (H) به جای Hm است. ارتفاع مؤثر نصب، از تفاضل ارتفاع کف تا سقف از دو پارامتر زیر حاصل می‌شود:

  • ارتفاع صفحه کار (hwp): برای کاربری‌های نشسته طبق استاندارد معمولاً 0.75 تا 0.80 متر و برای فضاهای ایستاده 0.85 تا 1.00 متر فرض می‌شود (برای راهروها، معابر و کف انبارها hwp = 0).
  • طول آویز چراغ (hsusp): در صورتی که چراغ به صورت روکار یا آویز نصب شده باشد.

بنابراین، فرمول قطعی ارتفاع مفید نصب عبارت است از:

Hm = Hceiling – hsusp – hwp

به عنوان مثال، در اتاقی با ارتفاع سقف 3.80 متر، چنانچه چراغ‌ها با کابل به طول 0.60 متر آویزان شده و سطح میز کار 0.75 متر باشد:

Hm = 3.80 – 0.60 – 0.75 = 2.45 m

مبنای تمامی محاسبات جانمایی، فاصله 2.45 متر خواهد بود، نه ارتفاع 3.80 متری سقف.

7.3. تأثیر مستقیم SHR بر پدیده همپوشانی پرتوها (Overlapping) و یکنواختی نور

اگر منحنی فوتومتریک یک منبع نوری بر روی سطح زمین تصویر شود، شدت روشنایی بیشینه در نقطه نادیر (θ = 0°) واقع شده و با افزایش زاویه به سمت لبه‌های پرتو کاهش می‌یابد.

برای دستیابی به یک صفحه با سطح روشنایی یکدست، مخروط‌های نوری ساطع‌شده از دو چراغ مجاور باید در سطح کار با یکدیگر «همپوشانی محاسباتی» ایجاد کنند. چنانچه SHR بیش از حد بزرگ انتخاب شود، مخروط‌های نوری قبل از رسیدن به پوشش متقابل یکدیگر خاتمه یافته و در فواصل میانی، مقادیر افول لوکس عمیق رخ می‌دهد.

استخراج SHR مجاز از منحنی‌های توزیع نور (Photometric Curves)

طراح باید در جانمایی شبکه‌های خطی، فواصل ردیف‌ها و فواصل هدایت‌کننده‌ها را بر اساس هر دو مؤلفه به تفکیک کنترل کند.

8. استخراج SHR مجاز از منحنی‌های توزیع نور (Photometric Curves)

مقدار مجاز نسبت فاصله به ارتفاع برای هر چراغ عددی جهان‌شمول و ثابت نیست، بلکه بر اساس ویژگی‌های ذاتی اپتیک و چگونگی خروج پرتوها در گونیوفوتومتر تعیین می‌شود.

8.1. نحوه بازخوانی فوتومتری قطبی (Polar Curve) چراغ و استخراج SHRmax

تولیدکنندگان معتبر، در گزارش‌های فوتومتریک خود کمیتی تحت عنوان SHRmax یا Maximum Spacing to Height Ratio را قید می‌کنند. این عدد نشان‌دهنده حداکثر نسبت فاصله‌ای است که فراتر از آن، یکنواختی روشنایی (U0) به کمتر از حد استاندارد تنزل خواهد یافت.

  • برای چراغ‌های با توزیع نور کاملاً بسته و باریک (Narrow Beam < 30°): مقدار SHRmax معمولاً بسیار کوچک و در بازه 0.5 تا 0.8 قرار دارد.
  • برای چراغ‌های با توزیع نور متقارن متوسط (Medium Beam ≈ 60°): مقدار SHRmax عموماً در بازه 1.0 تا 1.2 است.
  • برای پنل‌های سقفی مجهز به دیفیوزرهای پخش‌کننده یکنواخت (Wide Beam > 90°): مقدار SHRmax به 1.3 تا 1.6 افزایش می‌یابد.

آموزش جامع روشنایی | اصول پایه طراحی روشنایی + دانلود کتاب رایگان (pdf)

8.2. تفکیک نسبت در دو راستای طولی و عرضی (SHRlong در برابر SHRtrans)

در چراغ‌های با هندسه غیرمتقارن، نظیر چراغ‌های خطی ممتد (Linear Luminaires)، منحنی پخش نور در صفحه موازات محور طولی چراغ (C0 – C180) با صفحه عمود بر آن (C90 – C270) کاملاً متمایز است. به همین علت، دو پارامتر مجزا تعریف می‌شود:

  • SHRtransverse یا SHR⊥: حداکثر نسبت فاصله در راستای عمود بر محور طولی چراغ‌ها.
  • SHRlongitudinal یا SHR∥: حداکثر نسبت فاصله در راستای امتداد محور خطی چراغ‌ها.

طراح باید در جانمایی شبکه‌های خطی، فواصل ردیف‌ها و فواصل هدایت‌کننده‌ها را بر اساس هر دو مؤلفه به تفکیک کنترل کند.

8.3. نقش فایل‌های فوتومتریک IES و LDT در تعیین محدودیت‌های مهندسی چیدمان

فایل‌های دیجیتال استاندارد با پسوندهای .IES (استاندارد IESNA LM-63 آمریکای شمالی) و .LDT (فرمت EULUMDAT اروپایی)، جداول عددی شدت نور کاندلا به ازای مقادیر زاویه‌ای گام‌به‌گام در صفحات مختلف (C-Planes) را حمل می‌کنند. این دیتابیس‌ها به موتورهای نرم‌افزاری اجازه می‌دهند رفتار همپوشانی و حداکثر نسبت SHR را در هر رزولوشن مکانی با دقت بالا استخراج کنند.

اثرات عدول از نسبت استاندارد SHR در پروژه‌های معماری و اداری

استفاده از چراغ‌های متمرکز با زاویه تابش باریک، فواصل را به شدت محدود می‌کند

9. اثرات عدول از نسبت استاندارد SHR در پروژه‌های معماری و اداری

عبور از مرزهای محاسباتی SHR چه در جهت افزایش بیش از حد فاصله و چه در جهت کاهش نامتعارف آن، مستقیماً بر کارایی بصری و توجیه اقتصادی طرح اثر مخرب می‌گذارد.

9.1. پیامدهای S > Smax: ایجاد لکه‌های تاریک (Dark Spots)، پدیده اثر گورخری و افت شدید یکنواختی (U0)

هنگامی که فاصله چراغ‌ها بر روی سقف، بیش از سقف مجاز SHRmax · Hm در نظر گرفته شود:

  • مخروط‌های نوری بر روی سطح کار به یکدیگر نمی‌رسند و فضاهای تاریک موضعی با افت شدید لوکس (Valleys) میان چراغ‌ها پدید می‌آید.
  • پدیده «گورخری شدن نور» یا اثر سایه‌روشن متناوب (Zebra Effect) رخ می‌دهد. در این حالت سیستم بینایی کارکنان مجبور است برای تطبیق مداوم مردمک چشم با نقاط با لوکس متفاوت در یک صفحه کاری واحد، انرژی بیولوژیکی مازادی مصرف کند که عواقبی چون خستگی شدید چشم، سردردهای مزمن و افت بهره‌وری اداری در پی دارد.

 

9.2. پیامدهای S < Soptimum: افزایش بیش‌از‌حد همپوشانی، اتلاف انرژی و تحمیل بار اضافی هزینه تأسیسات

در رویکرد معکوس، چنانچه چراغ‌ها با فواصل بسیار کم از یکدیگر جانمایی شوند (SHR بسیار کوچک‌تر از حد بهینه):

  • همپوشانی به شدت افزایش یافته و شدت روشنایی به مقادیری بسیار فراتر از نیاز استاندارد (مثلاً ۱۵۰۰ لوکس در یک اتاق عمومی) صعود می‌کند.
  • شاخص مصرف انرژی با شاخص چگالی توان روشنایی (Lighting Power Density – LPD) با واحد W/m² سرکوب شده و الزامات کدهای ساختمانی (مانند مبحث نوزدهم مقررات ملی ساختمان یا استاندارد ASHRAE 90.1) نقض می‌گردد.
  • بار حرارتی تحمیلی به تجهیزات تهویه مطبوع، هزینه‌های استهلاک فضا را به شکل مضاعف تشدید می‌کند.

9.3. راهکارهای ارگونومیک برای فضاهای با ارتفاع سقف بحرانی (بسیار بلند یا بسیار کوتاه)

  • سقف‌های بسیار کوتاه (Hm < 2.2 m): استفاده از چراغ‌های متمرکز با زاویه تابش باریک، فواصل را به شدت محدود می‌کند (S کوچک می‌شود) و تعداد غیرمنطقی چراغ به معماری سقف تحمیل می‌نماید. راهکار فنی، استفاده از چراغ‌های با اپتیک فوق‌عریض (Batwing یا دیفیوزرهای پیشرفته) با SHR ≈ 1.5 است تا ضمن حفظ یکنواختی، زیبایی سقف حفظ شود.
  • سقف‌های بسیار بلند (Hm > 6 m): برای جلوگیری از هدررفت شار نوری به واسطه زاویه باز و افت ناشی از قانون معکوس مجذور فاصله، باید از چراغ‌های صنعتی و معماری با زاویه تابش محدود (Narrow Beam) با SHR ≈ 0.8 استفاده نمود تا شار نوری مستقیماً در محدوده هدف متمرکز گردد.

فواصل چراغ تا دیوارها و گوشه‌ها ضوابط مرزی در طراحی پلان سقف کاذب

هنگامی که چراغ‌های با توزیع مخروطی بسیار نزدیک به دیوار نصب شوند، لبه‌های سهمی‌شکل نوری و تاریکی متناوب موسوم به «اسکالوپ» بر روی جداره‌ها پدید می‌آید.

10. فواصل چراغ تا دیوارها و گوشه‌ها: ضوابط مرزی در طراحی پلان سقف کاذب

طراحی جانمایی روشنایی بدون در نظر گرفتن شرایط مرزی و جداره‌های عمودی فضا، یکی از بزرگ‌ترین نواقص نقشه‌های اجرایی است. دیوارها به دلیل دریافت نور و بازتاب آن به کل حجم، نقشی تعیین‌کننده در تعادل بصری ایفا می‌کنند.

10.1. قاعده مهندسی فاصله ردیف انتهایی چراغ تا دیوار (S/2 یا کمتر؟)

به عنوان یک قاعده استاندارد مهندسی در شرایطی که کاربری عمومی در مجاورت دیوارها تعریف شده باشد:

Swall ≈ S / 2

فاصله ردیف اول چراغ‌ها تا لبه دیوار (Swall) معادل نصف فاصله بین خود چراغ‌ها (S) در نظر گرفته می‌شود. فلسفه این امر آن است که هر منبع نوری، فضایی به اندازه S/2 را در اطراف خود در بر می‌گیرد؛ از این رو برای نصفه دیگر فضای مجاور دیوار، فاصله باید به نیم کاهش یابد.

استثنای مهندسی: اگر در چیدمان معماری، میزهای اداری یا بنچ‌های کاری مستقیماً متصل به دیوار مستقر شوند، قاعده S/2 منجر به ایجاد سایه بدن فرد بر روی میز کار خواهد شد. در این شرایط ضابطه ارگونومیک زیر اولویت دارد:

Swall ≈ S / 3   تا   S / 4

یا فاصله ثابت 0.5 الی 0.8 متر از لبه دیوار برای تأمین نور عمودی مناسب.

10.2. چالش هم‌راستایی اسکلت مدولار سقف (تایل‌های ۶۰×۶۰ یا خطی) با محاسبات نوری

در معماری معاصر، سقف‌های کاذب به صورت شبکه‌های مدولار ۶۰×۶۰ سانتی‌متر یا اسلات‌های طولی کناف اجرا می‌شوند. در عمل، فواصل محاسباتی خالص فوتومتریک (مثلاً S = 2.18 m) با گام‌های سازه‌ای سقف (ضرایب 0.60 متر، نظیر 1.80 یا 2.40 متر) منطبق نخواهد بود. مهندس طراح باید محاسبات خود را به سمت مضارب مدولار رند کند و اثر این گرد کردن را بر تغییر مقدار نهایی یکنواختی بررسی و با تعویض توان یا اپتیک جبران سازد.

10.3. تکنیک‌های جلوگیری از ایجاد سایه‌های مزاحم (Scalloping ناخواسته) روی جداره‌ها

هنگامی که چراغ‌های با توزیع مخروطی (نظیر دانلایت‌ها یا اسپات‌ها) بسیار نزدیک به دیوار نصب شوند، لبه‌های سهمی‌شکل نوری و تاریکی متناوب موسوم به «اسکالوپ» (Scalloping) بر روی جداره‌ها پدید می‌آید. اگر هدف نورپردازی شستشوی یکنواخت دیوار (Wall Washing) نباشد، فاصله چراغ از دیوار باید با زوایای تابش فوتومتریک تنظیم گردد تا اثر قطعی نور مخروطی روی دیوار پدید نیاید.

یکپارچه‌سازی SHR با پارامتر یکنواختی روشنایی

11. یکپارچه‌سازی SHR با پارامتر یکنواختی روشنایی (Uniformity Ratio – U0)

روشنایی یکپارچه به معنای داشتن لوکس یکنواخت در تمامی نقاط یک سطح کار است. استانداردها این الزام را تحت فاکتور ریاضی صریحی تحت عنوان «یکنواختی کلی» صورتبندی می‌کنند.

11.1. رابطه ریاضی U0 = Emin / Ē و خطوط قرمز استاندارد EN 12464-1

شاخص یکنواختی کلی روشنایی (Overall Uniformity) با نماد U0 شناخته شده و حاصل تقسیم حداقل شدت روشنایی نقطه‌ای به میانگین روشنایی همان سطح است:

U0 = Emin / Ē

مطابق استاندارد EN 12464-1، در محدوده وظیفه کاری اصلی (Task Area)، یکنواختی نباید تحت هیچ شرایطی به کمتر از 0.60 (در برخی محیط‌های حساس مانند ترسیم فنی یا جراحی حداقل 0.70) تنزل پیدا کند.

  • در محدوده مجاور مستقیم (Immediate Surrounding Area) حداقل مقدار قابل قبول U0 ≥ 0.40 است.
  • در محدوده پس‌زمینه فضا (Background Area) این نسبت باید به حداقل U0 ≥ 0.10 برسد.

11.2. تفاوت یکنواختی عمومی فضا در مقایسه با یکنواختی محدوده میز کار (Task Area)

یک اشتباه رایج، ارزیابی یکنواختی برای کل مساحت کف یک اتاق است. ممکن است با میانگین‌گیری از کل فضا (شامل زیر کمدها و گوشه‌ها)، یکنواختی به کمتر از 0.25 برسد و طرح مردود فرض شود؛ در صورتی که برای استاندارد، یکنواختی در سطح مستطیل فرضی میز کار (Task Area) ملاک اصلی قضاوت است. جداسازی صفحات ارزیابی در مدلسازی، ضامن دقت خروجی خواهد بود.

11.3. چگونه انتخاب زاویه پخش نور چراغ (Narrow, Medium, Wide) مقادیر مجاز SHR را دگرگون می‌کند؟

جدول زیر ارتباط میان زوایای متداول در چراغ‌های اداری-معماری نورا و نسبت‌های مجاز هندسی را مشخص می‌سازد:

نوع اپتیک و زاویه تابش زاویه نیم‌پیک (FWHM) حدود نسبت مجاز SHRmax حداکثر فاصله جهت پرهیز از Dark Spot در Hm=2.5 m
بسیار باریک (Spot) 10° – 15° 0.3 – 0.5 1.2 m
متوسط (Medium Flood) 30° – 45° 0.7 – 0.9 2.0 m
عریض (Flood) 60° – 75° 1.0 – 1.2 2.8 m
فوق عریض (Very Wide) 90° – 110° 1.3 – 1.6 3.6 m
گردش کار طراحی محاسباتی از مفهوم اولیه تا شبیه‌سازی در DIALux Relux

گردش کار طراحی محاسباتی از مفهوم اولیه تا شبیه‌سازی در DIALux Relux

12. گردش کار طراحی محاسباتی: از مفهوم اولیه تا شبیه‌سازی در DIALux / Relux

پیاده‌سازی یک پروژه استاندارد نیازمند طی روندی گام‌به‌گام از روابط دستی تا اعتبارسنجی در شبیه‌سازهای پیشرفته است.

مراحل پنج‌گانه طراحی و شبیه‌سازی روشنایی:

۱. تعیین استانداردهای نوری: ابتدا نوع کاربری فضا را مشخص کرده و حداقل شدت روشنایی مورد نیاز (Em) را طبق استاندارد EN 12464-1 استخراج می‌کنیم.

۲. تحلیل هندسی اتاق: با استفاده از ابعاد فضا، نسبت حفره اتاق (RCR) و ضریب بهره (UF) را محاسبه می‌کنیم تا تأثیر بازتاب سطوح در محاسبات لحاظ شود.

۳. تخمین تعداد چراغ‌ها: با استفاده از روش لومن، تعداد اولیه چراغ‌های مورد نیاز برای تأمین شار نوری و توان مصرفی کل را به دست می‌آوریم.

۴. جانمایی اولیه: چراغ‌ها را به صورت شبکه‌ای چیدمان می‌کنیم، به‌طوری‌که فاصله میان آن‌ها از حد مجاز (بر اساس SHR) فراتر نرود تا از ایجاد لکه‌های تاریک جلوگیری شود.

۵. شبیه‌سازی و اعتبارسنجی: در نهایت، مدل سه‌بعدی فضا را در نرم‌افزارهای DIALux یا Relux وارد می‌کنیم تا نتایج نهایی (مانند لوکس دقیق، یکنواختی و خیرگی UGR) را پیش از اجرا بررسی و کنترل کنیم.

راهنمای جامع و فنی طراحی روشنایی با DIALux evo | دانلود کتاب آموزشی (PDF)

12.1. مراحل چیدمان اولیه مبتنی بر روش نسبت حفره فضا (Lumen Method / RCR)

پیش از باز کردن نرم‌افزار، مهندس باید ابعاد کلی تعداد منابع نوری را از «روش لومن» به دست آورد:

N = (Etarget · A) / (Φluminaire · UF · MF)

که در آن:

  • N: تعداد کل چراغ‌ها
  • Etarget: شدت روشنایی مورد نیاز استاندارد (lx)
  • A: مساحت کل فضا بر حسب مترمربع (L × W)
  • Φluminaire: شار نوری خروجی واقعی چراغ (lm)
  • UF: ضریب بهره فضا (Utilization Factor) که با ضریب انعکاس سطوح و پارامتر نسبت حفره اتاق (Room Cavity Ratio – RCR) تعیین می‌شود:

RCR = [5 · Hm · (L + W)] / (L · W)

  • MF: ضریب نگهداری فضا (Maintenance Factor) که شامل استهلاک شار چیپ در طول زمان و نشست گردوغبار روی اپتیک و محیط است (معمولاً بین 0.70 تا 0.80).

12.2. تدقیق گام‌به‌گام موقعیت چراغ‌ها و بهینه‌سازی محاسباتی در نرم‌افزارهای تخصصی

پس از محاسبه تعداد N، آرایش شبکه‌ای Nx × Ny با کنترل SHR تعیین می‌گردد:

  • استخراج فاصله اولیه: Sx = Length / Nx و Sy = Width / Ny
  • سنجش شرط صحت: Sx ≤ SHRmax · Hm و Sy ≤ SHRmax · Hm
  • جانمایی نهایی در موتور نرم‌افزاری DIALux evo و اعمال ضرایب نهایی سطوح معماری.
  • اجرای پردازش ماتریس شدت‌های انتقالی و اعتبارسنجی هم‌زمان Eavg، U0 و سطوح UGR.

12.3. نحوه اعتبارسنجی خروجی نرم‌افزار در برابر تلورانس‌های اجرایی کارگاه

شبیه‌سازی‌های نرم‌افزاری شرایط محیطی را ایده‌آل فرض می‌کنند. در زمان تحویل پروژه در سایت، چندین فاکتور موجب انحراف اعداد سنجیده‌شده از نرم‌افزار می‌شوند:

  • نوسانات ولتاژ شبکه برق: افت ولتاژ درایورهای غیراستاندارد خروجی لومن را افت می‌دهد.
  • تلورانس دمای رنگ و بینینگ ال‌ای‌دی (SDCM): تلورانس فوتومتریک چیپ‌ها معمولاً ±7% است.
  • رنگ نهایی جداره‌ها: تفاوت کد رنگ اجراشده با بازتابش پیش‌فرض نرم‌افزار.

مهندس ناظر باید با تعریف بازه تلورانس مجاز ±10%، مقادیر میدانی سنسور را با محاسبات نرم‌افزار تطبیق دهد.

راهکارهای پروژه‌محور نورا سفارشی‌سازی اپتیک و چراغ متناسب با چالش‌های پلان

در فضاهای وید، آتریوم‌ها یا لابی‌هایی با ارتفاع سقف بیش از ۷ متر، چراغ‌های روتین بازار با افت لوکس یا خیرگی مواجه می‌گردند.

13. راهکارهای پروژه‌محور نورا: سفارشی‌سازی اپتیک و چراغ متناسب با چالش‌های پلان

در پروژه‌های واقعی معماری، ابعاد اتاق‌ها و هندسه سقف به‌ندرت به صورت پیش‌فرض با فرمول‌های ایده‌آل تطابق دارد. برند نورا به پشتوانه خطوط طراحی مهندسی و تولید پروژه‌محور، چالش‌های نامتعارف را با راهکارهای اختصاصی زیر پوشش می‌دهد:

13.1. وقتی ابعاد و معماری فضا از نسبت SHR استاندارد پیروی نمی‌کند: چراغ‌های اپتیک نامتقارن (Asymmetric)

در راهروهای با عرض کم و طول زیاد، یا گالری‌هایی که نیاز به نمایش اشیاء روی دیوار دارند، چراغ‌های متقارن سنتی موجب اتلاف نور یا افت یکنواختی می‌شوند. نورا با تعبیه لنزهای نامتقارن (Double Asymmetric یا Wall-washer) با منحنی‌های خفاشی (Batwing)، امکان افزایش فاصله چراغ‌ها (SHR تا 1.8) بدون ایجاد سایه و خیرگی مستقیم را فراهم می‌سازد.

بهترین تولیدکننده چراغ سفارشی

13.2. طراحی و تولید ماژول‌ها و لنزهای پروژه‌محور برای حل چالش‌های ارتفاع سقف غیرمعمول

در فضاهای وید، آتریوم‌ها یا لابی‌هایی با ارتفاع سقف بیش از ۷ متر، چراغ‌های روتین بازار با افت لوکس یا خیرگی مواجه می‌گردند. نورا در تولیدات سفارشی با بهره‌گیری از هولدرهای ماژولار و لنزهای باریک‌تاب 15° تا 24° مجهز به گریل‌های کنترل درخشندگی عمیق (Darklight Honeycomb)، دستیابی به UGR < 13 همراه با شدت روشنایی هدف در سطح همکف را ممکن می‌سازد.

13.3. رویکرد فنی نورا در تعادل‌بخشی به زیبایی بصری سقف (Ceiling Layout) و بازدهی فوتومتریک

معماران تمایل دارند خطوط بصری سقف تا حد امکان مینیمال و فاقد آشفتگی باشد، در حالی که محاسبات فوتومتریک تعداد معینی منبع نور را تقاضا می‌کند. راهکار پروژه‌محور نورا:

  • تلفیق سیستم‌های نور خطی پیوسته با ماژول‌های دانلایت متمرکز درون یک پروفیل واحد (Multi-optics Linear Systems).
  • امکان انتخاب دمای رنگ نوری و CRI بالا (CRI > 90 و R9 > 50) متناسب با پوشش متریال‌های داخلی، بدون تغییر در پوسته بیرونی و معماری سقف.

چک‌لیست مهندسی نورا برای مهندسان برق و طراحان + سوالات متداول (FAQ)

14. چک‌لیست مهندسی نورا برای مهندسان برق و طراحان + سوالات متداول (FAQ)

14.1. چک‌لیست ۴ مرحله‌ای بررسی فوتومتری و فواصل قبل از قطعی‌سازی نقشه‌های اجرایی

گام اول: تدقیق مبانی فوتومتریک

  • تفکیک کامل توان (W) از شار نوری اسمی (lm).
  • استخراج شدت نور بیشینه (cd) چراغ در زاویه تابش هدف.
  • تعیین میزان لوکس نگهداری‌شده (Em) بر اساس استاندارد EN 12464-1.

گام دوم: محاسبات هندسه نصب و نسبت SHR

  • محاسبه دقیق ارتفاع مفید Hm = Hceiling – hsusp – hwp.
  • استخراج حداکثر SHRmax از روی فایل فوتومتریک معتبر (.LDT / .IES).
  • بررسی انطباق فواصل Sx و Sy با شرط: S ≤ SHRmax · Hm.

گام سوم: ارزیابی شرایط مرزی و کناره‌ها

  • تنظیم فاصله ردیف‌های کناری چراغ تا دیوار: Swall = S / 2 (یا S / 3 در میزهای متصل به دیوار).
  • تطابق شبکه چیدمان با مدولاسیون سازه سقف کاذب (تایل‌های ۶۰×۶۰ یا فواصل اسکلت کناف).

گام چهارم: اعتبارسنجی نرم‌افزاری و کنترل آسایش بصری

  • بررسی یکنواختی کلی: U0 = Emin / Eavg ≥ 0.60 در Task Area.
  • اطمینان از قرارگیری شاخص خیرگی یکپارچه UGR در محدوده مجاز کاربری (مثلاً UGR < 19 برای فضاهای اداری).
  • محاسبه چگالی توان روشنایی (LPD) بر حسب W/m² و انطباق با مبحث نوزدهم مقررات ملی ساختمان.

CRI چیست؟

14.2. تفاوت فاحش استفاده از لوکس‌متر ساده در برابر لومینانس‌متر و طیف‌سنج در سایت پروژه

یک تکنسین مجهز به لوکس‌متر ساده، تنها میزان فوتون‌های فرودآمده به سنسور سیلیکونی را می‌سنجد. اما ارزیابی عملکرد واقعی فضا نیازمند ابزارهای تخصصی‌تر است:

  • لوکس‌متر: سنجش دستیابی به اعداد اسمی طراحی در صفحه کار (E).
  • لومینانس‌متر متمرکز (Spot Luminance Meter): سنجش میزان درخشندگی سطوح مانیتورها، دیوارها و منابع نوری برای کشف گلوگاه‌های خیرگی چشم و کنتراست‌های نامطلوب.
  • اسپکترورادیومتر پرتابل (Spectrometer): ارزیابی کیفیت واقعی نور از منظر شاخص نمود رنگ (CRI/Ra)، شاخص طیف قرمز عمیق (R9) و تطابق طیفی برای حفظ ریتم شبانه‌روزی انسان (Circadian Lighting).

14.3. پرسش‌های متداول (FAQ)

پرسش ۱: آیا می‌توان با افزایش لومن چراغ، فاصله بین آن‌ها را بیش از مقدار SHRmax افزایش داد تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی شود؟

پاسخ مهندسی: خیر. افزایش شار نوری چراغ (Φ) فقط شدت روشنایی (E) را در نقاط روشن بالا می‌برد، اما هندسه پوشش مخروط نوری را تغییر نمی‌دهد. در صورت فراتر رفتن از SHRmax، حتی با چراغ‌های بسیار پرنور، در فواصل میانی دو چراغ لکه‌های تاریک موضعی ایجاد شده و یکنواختی (U0) به‌شدت افت خواهد کرد؛ همچنین خطر بروز خیرگی آزاردهنده (Glare) افزایش می‌یابد.

پرسش ۲: برای چراغ‌های با زاویه پخش نامتقارن (مانند Wall-washer)، مقدار SHR چگونه تعیین می‌شود؟

پاسخ مهندسی: در چراغ‌های نامتقارن، مقدار یکتایی برای SHR وجود ندارد؛ بلکه دو فاکتور تعریف می‌شود: نسبت فاصله موازی دیوار تا خط چراغ‌ها (Distance to Wall Ratio) که عموماً بین یک‌سوم تا یک‌دوم ارتفاع سقف (0.33 × H تا 0.5 × H) توصیه می‌شود، و نسبت فاصله مابین خود چراغ‌ها در امتداد دیوار که بر مبنای همپوشانی منحنی نامتقارن، برابر یا حداکثر ۱.۲ برابر فاصله از دیوار لحاظ می‌گردد.

پرسش ۳: در شرایطی که ارتفاع سقف تا کف ۴ متر و ارتفاع میز کار ۰.۸ متر است، با یک چراغ دانلایت عریض (SHRmax = 1.3) حداکثر فاصله مجاز چراغ‌ها چقدر است؟

پاسخ مهندسی: ابتدا ارتفاع مفید کار محاسبه می‌شود:

Hm = 4.0 – 0.8 = 3.2 m

سپس با اعمال نسبت، حداکثر فاصله به دست می‌آید:

Smax = SHRmax · Hm = 1.3 × 3.2 = 4.16 m

بنابراین فاصله مراکز چراغ‌ها از یکدیگر نباید از ۴.۱۶ متر تجاوز کند. همچنین فاصله از دیوار انتهایی در شرایط عمومی باید حداکثر حدود 2.08 m (S/2) در نظر گرفته شود.


اینستاگرام ما

دفتر مرکزی : تهران ، سهروردی ، هویزه ، پلاک 131
دفتر فروش : تهران ، نفت شمالی ، پلاک 26